در حال بارگذاری ...
  • چند جمله درباره نمایش"یک دقیقه و سیزده ثانیه"

    چگونه می شود هر شب هشتاد دقیقه اشتباه کرد

    علی جعفری- شهرام گیل آبادی و همکارانش با وسواسی مثال زدنی ؛ برای اینکه حتی یک گوشه نمایش هم سالم ودرست باقی نماند تلاش کرده اند ؛ نمایششان را هر شب مثل سوهان به روح تماشاگرانشان می کشند ؛ از سطحی ترین احساسات مخاطبان حداکثر استفاده نادرست را می برند و دست آخر با استفاده از روبنای تعهد به ورود به عمق معضلات اجتماعی از مخاطبان اشک و کف وسوت تحویل می گیرند وخوشحال و خرم برای شب بعد آماده می شوند. نوشتن درباره یک دقیقه و ... آسان هست ونیست. چگونه می شود خوددار بود و صرفا درباره یک دقیقه و ... نوشت در حالی که نمی شود از همه مسایل فرامتنی وروابطی که در تولید این اثر بسیار تاثیر گذار بوده اند حرفی به میان آورد؟

    چند جمله درباره  نمایش"یک دقیقه و سیزده ثانیه"

    نویسنده :محمد چرمشیر؛ بهمن عباسپور؛کارگردان:شهرام گیل آبادی

    1-برای من نوشتن درباره نمایش " یک دقیقه و ..."  کاری سهل و ممتنع است. سهل از آن جهت که همه آنچه را که می خواهم بنویسم در تمام طول اجرا  تا همین آن که مشغول نوشتنم بارها وبارها در ذهن دوره کرده ام و ممتنع از آن رو که تکلیفم در شیوه مواجهه با نمایش برای خودم هنوز روشن نیست.شهرام گیل آبادی و همکارانش با وسواسی مثال زدنی ؛ برای اینکه حتی یک گوشه نمایش هم سالم ودرست  باقی نماند تلاش کرده اند ؛ نمایششان را هر شب مثل سوهان به روح تماشاگرانشان می کشند ؛ از سطحی ترین احساسات مخاطبان حداکثر استفاده نادرست را می برند و دست آخر با استفاده از روبنای  تعهد به ورود به عمق معضلات اجتماعی از مخاطبان اشک و کف وسوت تحویل می گیرند وخوشحال و خرم برای شب بعد آماده می شوند. نوشتن درباره " یک دقیقه و ..."  آسان هست ونیست. چگونه می شود خوددار بود و صرفا درباره " یک دقیقه و ..."  نوشت در حالی که نمی شود از همه مسایل فرامتنی  وروابطی که در تولید این اثر بسیار تاثیر گذار بوده اند حرفی به میان آورد؟

    2-این چند خط نقد نمایش است؟ هم هست و هم نیست. قضاوت با شما. برای من صرفا چندجمله است درباره یک اجرا و سطر به سطرش حامل خشمی است که تنها عایدی نگارنده از تماشای آن بوده است. بنابراین  با خواندن این چند خط خطر لو رفتن داستان نمایش برای شما وجود دارد. پس اگر تصمیم دارید به هر نحو ممکن به دیدن " یک دقیقه و ..."  بروید ؛ خواندن سطور بعد را به بعد از دیدن نمایش محول کنید.

    3- اینگونه گفته شده است که  در " یک دقیقه و ..."  وارد گذشته و حال زندگی چهار زن کارتن خواب می شویم. این را هم گیل آبادی در همه مصاحبه هایش گفته است و هم حضور چهار بازیگر در نمایش آن را نشان می دهد. اما راستش ؛ زن چهارم در حد سه چهار تا دیالوگ نیم بند و دوسه تا ترانه باقی می ماند. به زعم من به دودلیل این تنها نقطه مثبت اجراست.اول اینکه مینا ادریس هم صدای قشنگی دارد و هم درست ترانه می خواند ودوم اینکه دیگر تاب وتوان و اعصابی برای ادامه نمایش و دیدن زندگی زن کارتن خواب چهارم در تماشاگران نمی ماند.این نهایت مروت محمد چرمشیر؛ بهمن عباسپور و شهرام گیل آبادی بود که قصیده شان را در 1523 بیت کش ندادند وبه همان سه بیت اکتفا کردند.

    4- به گواه محتویات بروشور و مصاحبه های گیل آبادی در نگارش نمایشنامه دوسال روی مسئله کارتن خوابی پژوهش شده و با 53 زن کارتن خواب مصاحبه شده است. اما اگر فرض بر صحت این ادعا باشد به جرات می توان گفت نتیجه اینهمه پژوهش ومصاحبه نمایشنامه ایست به شدت سطحی؛ غیر واقعی؛ غیر مستند وشعار زده .یکی از زن ها کودک سرراهیست؛ دیگری دختر فراری که با خاطر اختلاف  دیدگاه با پدر به دام اعتیاد افتاده و کارتن خواب شده وسومی که در خانواده ای معتاد و بدبخت به دنیا آمده  با فروش فرزندانش روزگار می گذراند.مونولوگ هرکدام از این زن ها ؛ آنقدر تصنعی و دور از واقعیت است که انگار نمایشنامه در فضا به نگارش درآمده است و نویسندگان حتی برای یکبار هم که شده با هیچ زن کارتن خوابی از نزدیک روبه رو نشده اند. از استفاده از زبان بسیار بسیار دور از شیوه رایج محاوره این گروه مردمان بگیر تا راه اشتباهی که نمایشنامه نویسان برای پروردن قصه ها در نظر گرفته اند. می ماند چند تا جمله قشنگ در کل نمایش که البته هم در قالب کل نمایشنامه نمی گنجند و هم با انبوهی از جملات بی ربط وتصنعی دیگر شسته شده و بی اثر می شوند.  

    5-کدام کارگردانی است که برای انتخاب بازیگرانش دقت و وسواس به خرج ندهد؟ انتخاب درست بازیگران می تواند بسیاری از اشتباهات و ایرادات کارگردانی را در خود مخفی کند. اشتباه فاجعه آمیز گیل آبادی در انتخاب بازیگران به هیچ عنوان قابل اغماض نیست. برای من به درستی روشن نیست که با چه ایده ای گیل آبادی انتظار دارد مخاطبان نمایش سیما تیرانداز؛ پانته آ بهرام ولادن مستوفی را به عنوان زنان کارتن خواب بپذیرند. برای قابل باور کردن این سه بازیگر در نقش زنان کارتن خواب به کارگردانی توانا و تمریناتی طولانی  نیاز هست که هیچکدام از این دو در نمایش " یک دقیقه و ..."  دیده نمی شود. راهبری نادرست کارگردان در تمام طول نمایش در بازی بازیگران  مشهود است و از ابتدا تا پایان تماشاگران به جای سه زن کارتن خواب  با سیما تیرانداز؛ پانته آ بهرام ولادن مستوفی روبه رو هستند.

    6-تئاتر اینتراکتیو؟ تئاتر تعاملی؟ لطفا با ما شوخی نکنید. گیل ابادی نمایش " یک دقیقه و ..."  را نئاتر تعاملی می داند در حالیکه هیچ نشانه ای از تعامل در اجرا دیده نمی شود. کما اینکه برداشتن صندلی های تالار و نشاندن تماشاچیان نگون بخت روی زمین هم به هیچ عنوان باعث همراهی  بیشتر تماشاگران با نمایش نمی شود؛ اگر قرار باشد تماشاگر در شرایط سخت وغیر معمول نمایشی را ببیند باید برای این تصمیم دلایل موجهی داشت. درتمام مدتی که برای تسکین درد پاهای خواب رفته ام در طول نمایش به زحمت خودم را کمی جا به جا می کردم به این می اندیشیدم که اگر نمایش را روی صندلی می دیدم چه تفاوتی ایجاد می شد؟ در حالی که سالن با نفراتی به مراتب بیش از ظرفیت اصلی خود پر می شود اکثر تماشاگران به درستی بازیگران را نمی بینند.خستگی ودرد پا بعد از چند دقیقه تمرکز تماشاگران را سلب می کند و به نظر می رسد تنها دلیل برداشتن صندلی ها امکان بلیط فروشی بیشتر از ظرفیت رسمی سالن است. به تئاتر تعاملی برگردیم. دیگر هر دانشجوی سال اول تئاتر به خوبی می داند که در تئاتر تعاملی ؛ حضور تماشگران در نمایش و ارتباط مستقیم بازیگران با مخاطبان می تواند در هر نوبت از اجرا به  ایجاد روند تازه ( هرچند حتی کاملا کنترل و مدیریت شده )در ادامه نمایش می انجامد. در تئاتر تعاملی پاسخ های تماشاگران به پرسش های طرح شده از جانب بازیگران یا بازیگردان می تواند به ایجاد مسیری تازه در اجرای نمایش بیانجامد حال آنکه آنچه از ظاهر تعامل در " یک دقیقه و ..."  اتفاق می افتد صرفا طرح پرسش هایی است که پاسخ تماشاگران کوچکترین تاثیری در نمایش ندارد. به عبارت دیگر کارگردان در ترفندی ناشیانه کوشیده است از تماشاگران صرفا سوال هایی پرسیده شود که یا پاسخی کاملا یکسان و از پیش تعیین شده دارد یا تنوع پاسخ تماشاگران تاثیری در ادامه نمایش  نداشته باشد. در حین تماشای نمایش بی اختیار به یاد همراهی ها وپاسخ های  بی فایده حضار در شوی تلویزیونی خندوانه می افتادم. تعامل در  " یک دقیقه و ..."  از همان نوعی بود که در خندوانه با  جملاتی مثل "ما خیلی خوشحالیم" قرار است ایجاد شود. اطمینان کامل دارم توصیف هایی مثل تئاتر اینتراکتیو؛ ورود تماشگر در داستان؛ در یک موقعیت قرار گرفتن تماشاگران وبازیگران و مانند اینها درباره " یک دقیقه و ..."  صرفا تلاش های تبلیغاتی کارگردان  برای  وادار کردن  مردم به خرید بلیط نمایش است و کارکردی بیش از این ندارد.به همین دلیل است که در پایان نمایش وقتی بازیگران از مردم می خواهند که قصه خودشان را برای بقیه تعریف کنند هیچ کس هیچ حرفی نمی زند. این یعنی قرارداد نمایش دقیقا همان جمله ایست که از زبان پانته آ بهرام شنیده ایم:" تو کافه من دموکراسی هست ، اما دموکراسی  که من میگم"!

    7-همین چند ماه پیش امین میری در تالار قشقایی نمایش شلتر را به روی صحنه برد.نمایشی مستند از زندگی زنان کارتن خواب. نمایشی با حضور خود زنان کارتن خواب .با حضور بازیگران ونابازیگرانی که به دقت انتخاب شده بودند تا نمایش مستند شلتر را به نمایشی به یاد ماندنی تبدیل کنند. نمایشنامه شلتر به واقع حاصل بیش از دوسال پژوهش یک تیم کاربلد و زحمات ساناز بیان به عنوان نمایشنامه نویس  بی سر وصدای آنچنانی در سالن قشقایی اجرا شد. تا جاییکه به خاطرم می آید چند اجرا هم در شیراز داشت و فعلا تمام. امین میری پیش از این هم با نمایش مستند "احساس آبی مرگ" به سراغ یک معضل دیگر رفته بود؛ کودکانی که پیش از رسیدن به سن قانونی مرتکب قتل شده و حالا در آستانه اعدام اند. شلتر نه از امکانات و حمایت های خاصی بهره می برد و نه نام های خیلی بزرگی را یدک می کشید. اینکه خیلی از خیل تماشاگران " یک دقیقه و ..."  آن نمایش را ندیدند به این خاطر بود که شلتر نه بیلبورد داشت ؛ نه تبلیغ فرهنگسرایی؛ نه از شهرداری و سازمان فرهنگی هنری اش امکاناتی  گرفت نه  سازمان زیباسازی شهرداری  قدمی برایش برداشت ؛موسسه عریض وطویل همشهری هم در خدمت اش نبود؛ نه تبلیغ تلویزیونی در برنامه  حالا خورشید و نه هیچ امکانی از بسیارامکانات تماشاخانه ایرانشهر. همه این ها البته به وفور در اختیار گیل آبادی هست. همان شهرام گیل آبادی که حالا به یاد کارتن خواب ها و معضلاتشان افتاده است. از من به شما نصیحت ؛ اگر روزی دلتان خواست نمایشی درباره زنان کارتن خواب وبی خوانمان ببینید بروید و به امین میری کمک کنید تا شلتر را دوباره روی صحنه ببرد.کمکی که گیل ابادی و امثال او می توانستند به میری بکنند و ان زمان لابد چون دغدغه اش را نداشتند نکردند.  گفته می شود مردم از " یک دقیقه و ..."  استقبال کرده اندو  رکورد سالن استاد سمندریان در پذیرش تماشاچی شکسته است.لابد همه این ها هست اما به هرحال انهمه بلیط مهمان که با گشاده دستی هر شب توزیع می شود در کنار اینهمه امکانات تبلیغی که در اختیار نمایش است را نمی شود در نظر نگرفت. مردم از اخراجی ها هم خیلی استقبال کردند. قطعا هم آن استقبال دلایلی داشت و هم این.

    8- اگر برایتان نام نمایش سوال شده و نمی دانید چرا " یک دقیقه و سیزده ثانیه" ؛ برایتان به نقل از بروشور می آورم: "کسی می تواند خودش را در یک دقیقه وسیزده ثانیه تعریف کند؟اکسیر گمشده انسان ؛ حرف است" .حالا اگر برایتان سوال شده که چرا سیزده ثانیه  ومثلا چرا بیست ثانیه نه؛ عرض می کنم که خیلی هم فرقی ندارد.در مصاحبه گیل آبادی با خبرگزاری مهر همه جا نام نمایش "یک دقیقه و بیست ثانیه" ذکر شده .فرقی هم ندارد.سیزده یا بیست یا پنجاه. شاید به همین دلیل است که حتی یک نفر از اعضا گروه هم حال چک کردن مصاحبه را نداشته که ببیند نام نمایش هفت ثانیه بیشتر شده است!

     

    علی جعفری فوتمی(عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)




    مطالب مرتبط

    نگاهی به پرفورمنس «فقط استخوان ها» از فنلاند

کارخانه ای عظیم بر مساحت دو متری
    نگاهی به پرفورمنس «فقط استخوان ها» از فنلاند

    کارخانه ای عظیم بر مساحت دو متری

    علی جعفری فوتمی- نمایش «فقط استخوان ها» نوشته و کار توماس مونکتون از کشور فنلاند در دهمین روز از سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت. نمونه جذابی از تئاتر فیزیکال با مفهوم تسلط کامل بازیگر بر اجزای تن و بهره برداری تمام ...

    |

    گزارشی از نشست نقد و بررسی نمایش روز عقیم به کارگردانی حسین کیانی

نگاه تاریخی روز عقیم معطوف به انسان است
    گزارشی از نشست نقد و بررسی نمایش "روز عقیم" به کارگردانی حسین کیانی

    نگاه تاریخی روز عقیم معطوف به انسان است

    ماشاگران نمایش «روز عقیم» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی، در ادامه نمایش به جلسه نقد و بررسی آن در قالب «دوشنبه‌های نقد تئاتر» گوش سپردند. این جلسه در شامگاه سه شنبه 31 مرداد (این جلسه استثنائاً به دلیل شهادت از دوشنبه به سه‌شنبه انتقال یافت)، در محل تئاتر باران و با حضور ...

    |

    بازخوانی « یک دقیقه و سیزده ثانیه » خلاف عقربه های ساعت!!

کی شعر تر انگیزد، حاصل که وزین باشد!!!
    بازخوانی « یک دقیقه و سیزده ثانیه » خلاف عقربه های ساعت!!

    کی شعر تر انگیزد، حاصل که وزین باشد!!!

    امید طاهری- هنوز اجرای یک دقیقه و سیزده ثانیه شروع نشده. وارد مجموعه ایرانشهر می شوم. تلاش می کنم همه ی آنچه در مورد این اجرا شنیده ام را فراموش کنم. عادت ندارم با پیش داوری به تماشای کاری بنشینم. درها باز می شود. داخل می رویم. با چراغ روشن گوشی هایمان. دوست دارم یک اجرای خوب ببینم. ...

    |

    نظرات کاربران