در حال بارگذاری ...
  • نقد نمایش «یک ساعت آرامش»

    گاهی اوقات فقط می‌خواهید بخندید

    نوشته فلوریان زلر

    به کارگردانی سید جواد روشن

    ـ مهدی نصیری

    یکی از دسته بندی‌هایی که در مورد سلیقه تماشاگران تئاتر ما وجود دارد، آنها را به دو دسته تقسیم می‌کند. گروهی که نمایش‌های پیچیده را به قصد لذت کشف و درک و دریافت دوست دارند و گروهی دیگر که بیشتر سادگی را می‌پسندند. جدا از این دسته بندی بدون تردید هر دو گروه اما به دنبال این هستند که یک تئاتر با کیفیت ببینند.

    نمایشنامه‌های "فلوریان زلر" که این روزها در تئاتر ایران طرفدار پیدا کرده اند در گروه آثار ساده و روان و با کیفیت ترجمه شده قرار می‌گیرند. داستان نمایشنامه‌های این درام نویس با وجود شباهت زیادی به هم دارند بدون پیچیدگی و دشواری در فهم روایت می‌شوند. روایتی ساده که حاصل روابط خانوادگی و اجتماعی است در آنها حول محور یک تم اصلی شکل می‌گیرد. تم اصلی معمولا با پرداختن به روزمرگی و ناهنجاری‌های ساده طبقه متوسط امروزی پرورش و اهمیت پیدا می‌کند. دروغ و خیانت از تم‌های مورد علاقه زلر هستند. این تم‌ها، ناپسندهای پرطرفدار و مورد علاقه درصد بالایی از مردم و تماشاگران تئاتر هستند.

    "یک ساعت آرامش" یک وضعیت نمایشی ساده را در خانواده ای روایت می‌کند که در میانسالی به تکرار و روزمرگی در رابطه زن و شوهری رسیده اند. رویدادهای داستان براساس تم غالب ـ دروغ ـ روایت می‌شوند. وضعیت دراماتیک صحنه به صحنه و موقعیت به موقعیت شکل می‌گیرد. موقعیت هر یک مستقل از دیگری هستند ولی پیوستگی‌شان آنها را به شبکه واحد در ساختار درام تبدیل می‌کند. در واقع این برخوردها و تنش‌های صحنه به صحنه است که وضعیت قوام یافته و کاملی را در قالب یک نمایش شکل می‌دهند.

    در "یک ساعت آرامش" پلات داستان براساس اشتیاق بی اندازه میشل به داشتن یک ساعت وقت برای گوش دادن به موسیقی نایابی که توانسته آن را اتفاقی پیدا کند، طراحی شده است. اما برخورد پاسیون‌های مختلف و چالش بر سر گرفتن این وقت آرامش از او است که موجب شور و هیجان می‌شود و در ضمن فرصت لازم را برای شناساندن و برملا کردن شخصیت‌ها و دروغ‌هایشان به دست می‌دهد. مرد تنها و خسته از روزمرگی و بطالتی که شبیه به مردهای اصلی برخی از دیگر نمایشنامه‌های زلر است، محور این برخوردهاست. وضعیت دراماتیک زمانی آغاز می‌شود که درست همان زمانی که می‌خواهد در آرامش کامل به موسیقی نایاب مورد علاقه اش گوش بدهد، لوله کشی ساختمان خراب شده، کارگر پرتغالی به دروغ خودش را لهستانی جا زده، همسرش بعد از 26 سال تصمیم گرفته که پرده از راز بزرگ خیانتش بردارد، معشوقه اش می‌خواهد رابطه شان را افشا کند و دوست صمیمی و قدیمی اش که که به او خیانت کرده می‌آید، پسر عجیب و غریبش هم از راه رسیده و... یک موقعیت پشت سر موقعیت بعدی و یک برخورد پس برخوردی دیگر آرامشی که التماس می‌کند را تبدیل به طوفانی ویرانگر کرده و این طوفان لحظه به لحظه شدیدتر می‌شود.

    داستان به همین اندازه ساده روایت می‌شود. جزئیات خسته کننده حذف و برخوردهای اصلی یکی پس از دیگری روایت را می‌سازند. کارکتر محوری، حیرت زده و ناتوان که حالا تمام پشتوانه‌های دروغین خانوادگی و اجتماعی را در حال ویرانی می‌بیند، تسلیم این حیثیت مخدوش شده می‌شود. بی اراده و تنها به آن تن در می‌دهد و بعد از همه این موقعیت‌های تنش زا به همان روزمرگی و تسلیم پناه می‌برد.

    "یک ساعت آرامش" یک کمدی ساده است که تماشاگرش را می‌خنداند و در تناسب میان ساختار روایی و رویکرد تماتیک اش  راه دشواری را پیش روی مخاطبش قرار نمی دهد. ساده و با کیفیت روایت می‌شود. اما چیزی بیشتر از این نیست. نمایش هم یک اجرای متناسب با تئاتر محل اجراست. یک کمدی با رویکرد محتوایی قابل قبول و مورد پسند تماشاگرانی که انتظار تماشای چنین تئاتری را در تماشاخانه ایرانشهر دارند.

    "سید جواد روشن" در اجرا هم تابع همان سادگی است که نمایشنامه دارای آن است. اجرایش بعد نمایشنامه، بیش از هر چیز متکی به ضرباهنگ روایی ای است که توسط بازیگران ضرباهنگ پیدا می‌کند و در یک هماهنگی قابل قبول دچار لکنت نمی شود و هماهنگ با اتفاقات و موقعیت‌های پیاپی، بی آنکه دچار افت و رکود شود، رو به اوج گیری تنش‌ها پیش می‌رود. آنقدر که شخصیت محوری اش را کلافه کند. هر چقدر بیشتر این موقعیت‌های پیاپی تشدید شوند و درماندگی میشل شدت بیابد محرک بیشتری برای تاثیر کمیک در اختیار اجرا قرار می‌گیرد و مجموعه بازیگران نمایش بر اساس این قاعده نظمی هم ساده و هم آسان را در کارشان رعایت می‌کنند. نظی که در نهایت ضرباهنگ درستی به اجرا می‌دهد و این کمدی را به یک نمایش متوسط و با کیفیت در اجرا تبدیل می‌کند.

    "یک ساعت آرامش" با توجه به اهدافش (هشدار مفهومی و خلق کمدی) نمایش خوبی است. شگفت زده ات نمی کند. با مفاهیم و معناهای عمیقی مواجه نمی شوید. پیچیده نیست و ساعت‌ها با آن درگیر نخواهید شد. اما با رویات داستانی ساده و آشنا آینه ای در مقابل جامعه اش قرار می‌دهد تا خود را در این جهان مسخره و ظاهرا عادی پیدا کند و دروغ و بطالت پیرامونش بخندند. این برای یک تولید تئاتر موفقیت محسوب می‌شود. گروه در کارشان موفق هستند و مزد این موفقیت را استقابل خوب تماشاگران ایرانشهری از نمایش به آنها می‌دهد.

    گاهی اوقات فقط می‌خواهید بخندید. "یک ساعت آرامش" فرصت خندیدن را به شما می‌دهد و در تلاش برای سقوط نکردن به ورطه کمدی‌های سطحی موفق بوده است. شما را می‌خنداند اما کیفیت هنری را فدای کمدی نکرده است.




    نظرات کاربران