در حال بارگذاری ...
نقد نمایش «داری داری داری داری یا نداری» به نویسندگی و کارگردانی سوسن پرور

مگر ما چه کم داریم

رضا آشفته-نمایش «داری داری داری داری یا نداری» به نویسندگی و کارگردانی سوسن پرور یک کمدی تلخ است که می خواهد بخنداند اما تلخ می شود و ما را در یک پایان باز دچار پرسش هایی می کند از اینکه چرا باید برخی از داشته های قدیمی را به هر تقدیر از دست داد؟! و این خود رسم اشتباهی است که بر ما تحمیل خواهد شد.

نمایش «داری داری داری داری یا نداری» به نویسندگی و کارگردانی سوسن پرور یک کمدی تلخ است که می خواهد بخنداند اما تلخ می شود و ما را در یک پایان باز دچار پرسش هایی می کند از اینکه چرا باید برخی از داشته های قدیمی را به هر تقدیر  از دست داد؟! و این خود رسم اشتباهی است که بر ما تحمیل خواهد شد.

شاید مسیر حرکتی سوسن پرور در جریان اجرای نمایش داری داری، داری یا نداری؟ درست باشد اما درست تر اینکه در آن پیرنگ نمایشی قوی تری هم می توانست باشد که در آن اتکای همه چیز در یک موقعیت، به سوال و جواب های مبتنی بر شوخی و طنازی نباشد که در آن تصور بی پایانی موج می زند؛ چنانچه سوسن پرور برای این نمایش نیز پایانی در نظر نگرفته، در حالیکه زیبایی اش به داشتن یک پایان مشخص است چون آنچه در اجتماع هم می بینیم همین بلاتکلیفی و عدم داشتن موضعگیری مشخص نسبت به برندهای ملی و قدیمی است که درواقع ضرر و زیانش خیلی بیشتر از سود و فایده اش خواهد بود و باید که جامعه ایرانی نسبت به آن کنش مند باشد که در ازای از دست دادن هر برندی انگار که دچار نوعی در جا زدن خواهیم شد و همه چیز باید از یک نقطۀ صفر با همه زحمات و مشقات رایج از سر گرفته شود.

اما مساله سوسن پرور و مسوولیت و تعهد اجتماعی اش در اجرای نمایش «داری داری داری داری یا نداری» بسیار محرز شده است و ما را نسبت به داشته های ویران شده و از کف رفته آگاه می کند و هیچ چیزی زیباتر از این دانایی افزون شده بر نگاه تماشاگران نیست که نسبت به زندگی و مسائل پیرامونی شان آگاه باشند. شناخت پیکان، ارج، کفش ملی، جیپ آهو، نساجی مازندران و مانند اینها که برای قدیمی ها روزگاری زندگی تلقی می شده و امروز خاطره و نوستالژی شده است، می توانند پایه و اساس صنعت و مدرنیته ایرانی در روزگار ما تلقی شوند که با حذف شان از گردونۀ صنعتی انگار که ما دچار نقصانی شده باشیم که به جای نو شدن این برندها، بی خیال اهمیت و سازگاری شان با شرایط روز شده ایم و با نبودن شان به نوعی دچار در جا زدن خواهیم بود.

موقعیت نمایش «داری داری داری داری یا نداری» در یک برنامۀ تلویزیونی برای ما تعریف و شناسا خواهد شد؛ اینکه یک مجری و کارشناس مسائل صنعتی در حضور نماینده این برنده های از دست رفته در این برنامه با همدیگر مواجه می شوند و البته به زرنگی ضمن صحه نهادن بر این حذف و در عین حال خاطره بازی کردن برای آدمهایی که این برندها را دوست دارند، به دنبال عرضه کالاهای مشابه ای هستند که بعدها ایجاد شده اند و همچنان از برنده های فعال بوده اند... به هر روی سوسن پرور همچنان اصرار می ورزد که با بودن و حمایت از کالاهای ایرانی باید که مسیر این برندها را نسبت به برندهای بیگانه برای بودن و رقابت میّسر کرد.  

اگر بازیگران جلوۀ درستی دارند و در این باره باید از حضور (به ترتیب حروف الفبا) سوسن پرور، مرتضی رستمی، مختار سائقی، بهرام ملکی، شیما ملکیان، فاطمه هاشمی و صدیقه کیانفر یاد کرد؛ به دلیل درک درست شان از بازی در نمایش های طنز و کمدی است و اگر این بازیگران به جزء یکی دو نفر (بهرام ملکی و صدیقه کیانفر) چندان برجسته نمی شوند به دلیل آن هست که آن موقعیت رویداد محور نیست بلکه همه چیز در شوخی و طنازی های لفظی و کلامی و حتی در موضع انتقادی حرافی های بی ضرر می گذرد و این همان چیزی نیست که از کمدی انتظار می رود. آن هم یک کمدی که باید در بستر مستندات بگذرد و به گونه ای وجهی از کار تئاتر مستند نیز می تواند بشود که نمی شود چون چندان توجه ای به این امتیاز نمایشی نشده است. از سوی دیگر در کمدی «داری داری داری داری یا نداری» وجه تراژیک هم خواسته اند علاوه شود اما این وجه چندان پر رنگ نمی شود چون بازهم دامنۀ احساسات گرایی و بغض و اشک درآوردن بر آن چیره می شود و این خود سدی است از بروز تراژدی و همچنین اگر تکیه اساسی بر همان تئاتر مستند می بود خواه ناخواه منطق گرایی بر احساساتی شدن چیره می شد و این خود نکتۀ کلیدی برای بروز رویدادهای درست برای بروز یک کمدی ناب می شد که ما را از فرآیند این مواجهه با برندهای از دست رفته فقط دچار غلیان احساسات نمی کرد بلکه ما را با طغیان تفکر برای بروز فعل و کنشی اساسی برای انتقاد اجتماعی از وضع موجود می کرد که اگر کالای ایرانی و اقتصاد متکی به خود و مستقل برایمان اهمیت دارد باید در جریان تولید و مصرف این کالاها همیشه یک چشم انداز درست و درازمدت برای بودن شان ترسیم کنیم که این برندها فراتر از مرزهای ما نیز بتواند جهان را دچار دگرگونی کند با این پرسش بنیادین که مگر ما چه کم از دیگران داریم؟! البته که پاسخ دشوار است و سالها زحمت و مشقت به دنبال دارد اما داشتن و طرح پرسش زمینه ساز چنین فرآیندی در آینده خواهد بود...

رضا آشفته- عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران




مطالب مرتبط

نظرات کاربران