در حال بارگذاری ...
  • تماشاگر، تضمین اقتصاد تئاتر و تناسب با تولید و اجرا

    مهدی نصیری- تئاتر تولید می شود تا به اجرا دراید و به اجرا در می آید تا تماشاگرانی آن را ببینند. اجرای یک تئاتر زمانی محقق می شود که در یک سو اجراگران و در سمت دیگر تماشاگرانی حضور داشته باشند. حتی اگر خرید بلیط و چرخه اقتصادی را هم از مناسبات این فعالیت هنری حذف کنیم، یک اجرا نیازمند تماشاگرانی است که آن را ببینند و مهمتر اینکه در تئاتر برخلاف سینما و برخی از دیگر هنرها اجراگر حضور تماشاگر را می بیند و احساس می کند و این حضور عینی در لحظه هم جزیی از اجراست.

    تئاتر تولید می شود تا به اجرا دراید و به اجرا در می آید تا تماشاگرانی آن را ببینند. اجرای یک تئاتر زمانی محقق می شود که در یک سو اجراگران و در سمت دیگر تماشاگرانی حضور داشته باشند. حتی اگر خرید بلیط و چرخه اقتصادی را هم از مناسبات این فعالیت هنری حذف کنیم، یک اجرا نیازمند تماشاگرانی است که آن را ببینند و مهمتر اینکه در تئاتر برخلاف سینما و برخی از دیگر هنرها اجراگر حضور تماشاگر را می بیند و احساس می کند و این حضور عینی در لحظه هم جزیی از اجراست.

    در چند سال گذشته تعداد سالنهای تئاتری افزایش پیدا کرده است و تعداد اجراهای تئاتر هم نسبت به چهار سال پیش چندین برابر شده است. این نسبت را می توان به طور نسبی چندین برابر دانست. حالا با توجه به این رشد از طرف هنرمندان، مدیریت تئاتر، سرمایه گذاران تئاتری و... می توان این پرسش را مطرح کرد که : "آیا مخاطبان تئاتر هم به همین نسبت افزایش پیدا کرده اند؟"

    پیش از هر چیز به این نکته اشاره می کنم که اطلاعات و آمار و تحلیل و پژوهش سالانه روشنی در خصوص تعداد تماشاگران تئاتر و نسبت استقبال از سالنها، ژانرها و سبک های مختلف تئاتری وجود ندارد و تنها اطلاعات موجود به مشاهدات موردی، مراجعه با دقت کم به آمار موجود، مطالعه میزان فروش نسبی روزانه بلیط نمایشها در وب سایتهای فروش بلیط و... مربوط می شود.

    آیا سالنهای تئاتر با وجود افزایش تعداد اجراها به اندازه کافی تماشاگر دارند؟ آیا سرمایه هزینه شده برای یک تولید تئاتری از طریق فروش بلیط و با استقبال تماشاگران تامین می شود؟ آیا سالن دار و تهیه کننده سود اقتصادی حاصل از هزینه کرد تماشاگر برای دیدن نمایش را دریافت می کند؟ واقعیت اینست که برخی نمایش ها خوب می فروشند و برخی دیگر به زحمت هزینه کرد و سرمایه شان را بازمی گردانند و خیلی ها هم نه تنها هیچ سودی نمی کنند، بلکه حتی بخشی از هزینه هایشان هم هیچگاه بازنمی گردد.

    یک بار دیگر پرسشم را مطرح می کنم: تعداد سالنهای تئاتر و در نتیجه اجراهای تئاتری به طور چشمگیری در تهران و یکی، دو شهر دیگر افزایش پیدا کرده است. اما آیا این افزایش نسبت درستی با افزایش مخاطبان تئاتر داشته است؟ آیا همه سالنها و تئاترها تماشاگر دارند و خوب می فروشند؟ احتمالا پاسخ منفی است. حتی اگر پژوهشی صورت نگرفته باشد و حتما با وجود عدم ارایه اطلاعات و آمار دقیق و ماهانه از سوی تالارها و حتی روابط عمومی گروههای نمایشی می توان حدس زد که پاسخ به این پرسش منفی است. خیر، رشد سالن و اجراهای نمایشی متناسب با رشد تماشاگر نبوده است. سالنها تاسیس شده اند و تعداد اجراها بیشتر شده است اما خیلی از نمایشها در معادله اقتصادی تئاتر به واسطه فروش کم و عدم استقبال تماشاگران موفق نیستند.

    دلیل آنهم مشخص است. صرفنظر از تماشاگر حرفه ای تئاتر، بیشتر تماشاگران ثابت تئاتر و سینما در ماه و در بهترین شرایط هفته ای یک تئاتر می بینند که البته خوشبینانه بتوان اینچنین تصور کرد. یعنی هر تماشاگر حداکثر چهار نمایش در ماه می بیند. این تماشاگران در گذشته چهار نمایش شان را از میان بیست اجرایی که هر ماه در تهران روی صحنه می رفتند انتخاب می کردند، اما حالا بایستی این انتخاب از میان حدود شصت یا هفتاد نمایش صورت بگیرد. در واقع تعداد زیاد اجراها که برای کلیت تئاتر ما یک موفقیت محسوب می شود نتوانسته با نسبت درستی از افزایش تعداد مخاطبان تئاتر همراه باشد. این مسئله ای است که گسترش سالنها و اضافه شدن بیش از این به تعداد اجراها و سالن ها را با مشکلاتی در حوزه فروش و تامین هزینه های تولید مواجه خواهد کرد.

    آیا مدیران سالنها، تبلیغات گسترده تر، دعوت به کار سلبریتی ها، کیفیت تولید، همراهی با سلیقه مخاطب و... می توانند این نسبتها را در آینده اصلاح کنند؟ مسلما همه این موارد و مولفه های بسیار دیگری می توانند به جذب مخاطب بیشتر و عادت دادن تعداد بیشتری از مردم به تماشای تئاتر کمک کنند. اما مسلما کافی نیستند.

    رشد امکانات و ارتقا کمی تولید می بایست به طور همزمان و در تناسب و هماهنگی درستی با رشد علاقه مندی و اضافه شدن بر تعداد علاقه مندان به تئاتر همراه باشد. چگونه و با چه راهکارهایی می توان تعداد تماشاگران تئاتر را افزایش داد؟ چگونه باید تماشاگران بیشتری را برای دیدن تئاتر ترغیب کرد؟ چه کسی باید این کار را بکند؟ چطور می توان مردم را به تئاتر دیدن عادت داد؟

    پاسخ به این پرسش ها احتمالا به پژوهش، سیاست گذاری و برنامه ریزی ای نیاز دارد که به دنبال آن راهکارهای کوتاه مدت و بلند مدت برای ایجاد تناسب میان تولید و تقاضای تولید مطرح شوند. واقعیت اینست که در کوتاه مدت راه های جذب مخاطب با ابزارهایی امکان پذیر است. اما برای ایجاد تناسبی پایدار با نگاه به آینده می بایست بر روی زیرساخت ها اجتماعی، اندیشه سازی و تاثیرگذاری بر گروههای سنی مختلف، نیازسنجی مخاطب، شناخت و برنامه ریزی براساس طبقات مختلف اجتماعی و گروهها و سلیقه های مختلف تمرکز داشت. وظیفه این یادداشت کوتاه اشاره به عدم تناسب میان تعداد اجراها و تعداد مخاطبان بود و توصیه آن هم اینکه در این خصوص می بایست کارگروهی گسترده و متشکل از سازمانها و ادارات و نهادهای مختلف مرتبط با فرهنگ، هنر و آموزش و پرورش تشکیل شود.

    واقعیت مهم اینست که برای رشد تئاتر و استقلال گروههای نمایشی باید تضمین های لازم در اقتصاد تئاتر وجود داشته باشد و این تضمین چه با سوبسید دولتی و چه بدون آن وابسته به حضور تماشاگران و میزان استقبال آنها از اجراهای تئاتری است. تعداد اجراهای نمایشی و تولیدات تئاتری با هر میزان و با هر کمیت و کیفیت، زمانی چرخه اقتصاد تئاتر را به حرکت در می آورد یا دست کم هزینه های تولید را تضمین می کند که تناسب بین تعداد اجراها و تماشاگران وجود داشته باشد. این تناسب را مدیریت، برنامه ریزی و سیاست گذاری کوتاه مدت و بلند مدت و نیز کیفیت و تولید مبتنی بر نیاز سنجی درست با خود بهمراه می آورند.

    مهدی نصیری- عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران




    نظرات کاربران